قاسمى حسينى گنابادى

مقدمه 17

شاه اسماعيل نامه ( فارسى )

مقدّمه تاريخ سرگذشت روزگار از دست رفته و معمار روزگار آينده است . حكايت حوادث و كشمكش‌هايى است كه بشر آنها را پشت‌سر گذاشته و در زمانى ديگر به بررسى و تحليل آن وقايع پرداخته است . تحليل حوادث و نتايج حاصل از آنها اصولا يكسان و همگون نيست و از اين‌روست كه از ماجرايى واحد داستان‌ها و كتاب‌هاى متفاوت پرداخته و نوشته مىشود . اين ويژگى ، يعنى تفاوت در نگاه ، خاصّ علوم انسانى است . انسان نيز موجودى است پيچيده با تفكّراتى وسيع و ناشناخته . اين وسعت سبب مىشود تا علوم مربوط به او نيز گسترده و وسيع باشد . بررسى جنبه‌هاى گوناگون در انسان ، رشته‌هاى متنوّعى را ايجاد كرده كه علم تاريخ يكى از آنهاست . پس علم تاريخ گسترده است و پرداختن به آن و گرفتن نتيجه‌اى منطقى از حوادث ، كارى دشوار و شايد نشدنى . امّا انسان در وسعت توانايىهاى خود سلاحى دارد كه مىتواند او را در تصميم‌گيرىها و تحقيقاتش آرام و راضى كند و با اين سلاح ديگران را مجاب مىكند كه « نظراتش در نهايت درستى است » و گزارشى كه او بازگو كرده است « بيان حقايق و اتّفاقات رخ داده است » . اين سلاح در علوم انسانى بيشتر كاربرد دارد و بهتر مىتواند عرض اندام كند . نام اين سلاح « توجيه » است . توجيه در لغت به معنى « روى فراگردانيدن » 1 و در اصطلاح « ايراد كلام بر وجهى كه كلام خصم بدان منتفع گردد 2 » آمده است . اينكه با چه رويى يا نظرى به حوادث بنگريم و كلام را بر چه وجهى بنا نهيم يا خصم را چه كسى بدانيم ؟ از نكات اصلى بحث در قضاوت و اسباب گوناگونى آراء و عقايد دربارهء موضوع است . از سويى ديگر ، ايجاد شكاف و فاصلهء زمانى و نبودن در متن حادثات ممكن است سبب